تبليغاتX
علی اکبر عباسیان - در سایه سار مشبک یک ضریح

 

    به شکرانه ی شادی ات برای کودکان فقر و جذام لقمه و لبخند مهیا کردم. دیگر قدر شب و شبنم را بیشتر می دانی که می توانی در آن آیینه و آیین، " آفریده ی تنهایی خویشتن " را در آغوش بگیری و قاف تا قاف را به خلوت خود دعوت کنی. حالا می دانی گوشه نشینان در لحظه های بریدن و رهایی چه ملکوتی را تجربه می کنند. و در سفری باطنی به دشت های بکر و زیبای درون رسیدن و با زلال آبشار رمز و راز، دل و صورت را شستن و جلا دادن. هول و هراس را بی معناتر از همیشه دیدن و عشق به زندگی را ژرف و شگرف یافتن..

    در اعماق وجودت، در سفری از قاف تا به قاف، به جنگلی مبهوت می رسی و آوازی از برگ صنوبر می شنوی: سبوح قدوس ربي و رب الملائکة و الروح..

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت توسط علی اکبر عباسیان |